مقاله گرگان و شاعران آن

مقاله گرگان و شاعران آن

مقدمه

گرگان به اطلاق عام شامل سرزميني است بين خراسان و طبرستان و به اطلاق خاص شهري قديمي است كه ويرانه‌هايش در 3 كيلومتري گنبدقابوس كنوني ديده مي‌شود. اين شهر در عهد مغول قتل عام شد و در لشكركشيهاي تيمور يكسره ويران گرديد.

بر اساس تحقيقات بعمل آمده در سال 1310، شهر گرگان داراي تمدن 6000 ساله است. بطور كلي ناحيه دشت گرگان و پيرامون آن در گذشته دور، ضميمه خراسان بوده است و در كتيبه‌هاي داريوش بنام ((پرنو)) از آن ياد شده است. گويند اسكندر پس از پيروزي بر داريوش سوم اين ناحيه را متصرف شد و پس از اسكندر منطقه بدست سلوكيان افتاد. در عهد ساساني هجوم مكرر مهاجمان موجب ساختن ديواري كه آنرا سد اسكندر ناميدند، شد و هم اكنون تركمنان آن را قزل‌آلان يا سدارسلان مي‌نامند.

استراباد يكي از شهرهاي مهم سرزمين گرگان و گويا كرسي هخامنشيان بوده است و اعتبار و رونق آن پس از قتل عام و ويراني مغول و تيمور كم شده است. در زمان حمله اعراب به ايران تنها بخشي كه توانست مدت زيادي در مقابل اعراب مقاومت كند، گرگان بود تا اينكه سال 115 تا 125 هجري اعراب موفق به فتح طبرستان و گرگان شده و شهر گرگان را ويران كردند. اين شهر در سالهاي آخر دوران صفويه چندين بار مورد هجوم و غارت طوايف مختلف واقع شد و قسمتي از آن تخريب شد.

از سال 1320 به بعد عده بيشتري از شهرستان‌هاي ايران به اين سرزمين آمدند كه اغلب از شرق ايران مانند كاشمري‌ها، طرودي‌ها، سيستاني‌هاو سبزواري‌ها بودند.

از ميان گرگاني‌ها افراد با استعداد و درستكار بسياري برخاسته‌اند كه در دوره‌هاي مختلف و به ويژه در دوره‌ي قاجار و پس از آن به مقام‌هاي دولتي مانند سررشته داري، لشكرنويسي، استيفاء و حتي وزارت رسيده‌اند و برخي نيز به مقام‌هاي علمي و فرهنگي دست يافته‌اند.

شخصيت‌هاي ديواني

حاجي ميرزا نصرالله مستوفي: ميرزا نصرالله مستوفي در سال 1298 قمري از طرف ميرزا يوسف مستوفي الممالك جانشين ميرزا هدايت الله وزير دفتر شد. وي در سال 1224 قمري كه مقارن سالن سيزدهم سلطنت فتحعلي شاه قاجار است متولد شده است. وي مستوفي اول ديوان اعلي كه گذشته از استيفاي چندين ولايت سمت استيفاي خزانه و منابطي اسناد خرج و به اصطلاح امروزي سمت مديري كل منحصر بلاعزل وزارت ماليه را هم داشته است. نامبرده در سن

شخصيتهاي فرهنگي گرگان

شمس العلما: حاج ميرزا محمدحسين ملقب به شمس العلما و متخلص به رباني از اساتيد فقه و اصول و حديث و تفسير بود. وي در سال 1262 قمري در گرگان متولد گرديد. تحصيلات اوليه‌ي خود را در قم به انجام رساند و مدت 3 سال در عتبات در محضر درس مرحوم ميرزا محمدحسن شيرازي و ديگر علماي عصر به تحصيل فقه و اصول پرداخت. در سال 1293 به عضويت ديوان كشور منصوب شد و در 14 شعبان 1345 قمري مطابق 27 بهمن ماه 1305 ه.ش در سن 83 سالگي در تهران درگذشت و در امامزاده عبدالله شهر ري به خاك سپرده شد. وي به فارسي و عربي شعر سروده است.

تأليفات او عبارت است از: 1- دوره‌ي اول علم بديع موسوم به قطوف الربيع في صنوف البديع 2- كتاب معاني، مخصوص كلاس‌هاي متوسطه و عالي 3- ابدع البدايع در صنايع بديع

فخرالدين اسعد گرگاني:

فخرالدین اسعد گرگانی شاعر داستانگوی ایرانی نیمهٔ نخست سده پنجم هجری است. ولادت او را با توجه به قرائن موجود باید در آغاز قرن پنجم هجری در ملایر دانست . وفات فخرالدین اسعد بعد از سال ۴۴۶ و گویا در اواخر عهد طغرل سلجوقی اتفاق افتاده‌است.

وی از داستان سرایان بزرگ ایران است و معتزلی مذهب بوده‌است. او هم‌زمان با سلطان ابوطالب طغرل (۴۲۹-۴۵۵) می‌زیسته‌است. او در فتح اصفهان با طغرل همراه بوده و بعد از

 آثار

منظومه ویس و رامین

افزون بر ماجرای بهرام گور، سندی كه اهميت دژ گوراب ملایر را دو چندان می كند اين است كه، فخرالدين اسعد گرگانی شاعر معروف قرن پنجم هجری ، همروزگار با طغرل بیک سلجوقی و سرايندهٔ شهير منظومهٔ ويس و رامين از دژ گوراب در اثر خود ياد كرده است . همين عامل باعث شده است كه عده‌ای نام او را فخرالدين اسعد كـَركانی بدانند. كـركان نام دهات شهرستان ملایر و در 10 كيلومتری گوراب است . عده‌ای بر این باورند که چون کرکان ،روستای كوچك و نامشهوری بوده است، بعدها

چو اندر مرز گوراب آمد از راه  به صحرا پیشش آمد بی وفا شاه

رامین با دایه بدرفتاری می‌کند و او را باز می گرداند . ویس یکی از همنشین هایش را به نام مشکین می خواند و می‌گوید:

قلم بردار مشکینا به مشک آب  یکی نامه نویس از من به گوراب

تو خود دانی سخن در هم سرشتن  به نامه هرچه به باشد نوشتن

و فخرالدین چنین می‌گوید:

مرا یک روز گفت آن قبله‌ی دين ---------- چه گویی در حديث ویس و رامین

که مى‌گویند چیزى سخت نیکوست ---------- در این کشور همه کس داردش دوست

بگفتم کان حدیثى سخت زیباست -------- ز گردآورده‌ی شش مرد داناست

ندیدم زان نکوتر داستانی --------- نماند جز به خرّم بوستانی

ویس و رامین از چند جهت اهمیت دارد:

- همان طور که در بالا گفته شد اصل آن به زبان پارسی میانه یا پهلوی بوده است. دکتر محمود امیدسالار گفته منظور از «پهلوی» در اینجا یعنی لهجه‌ی مرکز و غرب ایران. اما به نظر من در بیت‌های بالا گفته شده که «نداند هر که برخواند بیانش» و «نه هر کس آن

مختومقلي فراغي:

مختومقلی فراغی (به ترکمنی: Magtymguly Fragy) (زاده: ۱۱۴۷ هجری خورشیدی _ درگذشته: ۱۱۹۸ هجری قمری) بزرگترین شاعر زبان ترکمنی و یکی از مهمترین شخصیت‌های مردم ترکمن است که تلاش زیادی برای اتحاد ایلات و طوایف ترکمن داشت.

زندگی شخصی

مختومقلی فرزند دولت محمد آزادی از شاعران سرشناس قرن دوازدهم ترکمن و اراز گل از طایفه گوکلان، تیره گرکز بود و در روستای حاجی‌قوشان در شمال شرق شهرستان گنبد کاووس به دنیا آمد.

تحصیلات ابتدایی و زبان‌های فارسی و عربی را نزد پدر خود آموخت، سپس برای تحصیل به مدرسه شیرغازی در خیوه رفت و پس از آن سفرهای دیگری نیز داشت؛ از جمله به بخارا و افغانستان و هندوستان.

او در جوانی عاشق دختر خاله خود منگلی شده بود که نتوانست به او برسد، پس از کشته

مختومقلی در سال ۱۱۹۸ هجری خورشیدی در کنار چشمه اباساری در دامنه کوه سونگی داغ درگذشت،درروستای آق تقه در ۴۰ کیلومتری غرب مراوه تپه (شمال شرق استان گلستان) و در جوار آرامگاه پدرش به خاک سپردند.

شعر

مختومقلی در شعر خود مسائل اجتماعی و سیاسی را مورد توجه قرار داده و به اتحاد ترکمن‌ها و تقبیح جنگ‌های آن دوران بخصوص حمله نادرشاه افشار می‌پردازد.اودرموردحمله ناجوانمردانه وخیانت نادرشاه افشار به ترکمنها،باوجود کمکهای قبلی ترکمنهادراوایل

ایلده دن گوندن جدا بولارسنگ

بیرگون جانینگ چیقیپ فدا بولارسنگ

قازانارسنگ چوخ گناه نی سن فتاح

  امروزشاهی فرداگدایی

  ازایل وزمان جدایی

  عاقبت روزی کشته می شوی

آرامگاه

آرامگاه مختومقلی فراغیدر دهه ۱۳۷۰ در ایران آرامگاهی برای مختوم‌قلی فراغی ساخته‌شد. ساخت این آرامگاه در سال ۱۳۷۸ هجری خورشیدیپایان یافت و در ۲۸ اردیبهشت هم‌زمان با سال‌گرد تولد او با حضور و سخنرانی صفر مراد نیازوف رئیس جمهور وقت ترکمنستان و عطاالله مهاجرانی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد ایران افتتاح شد.

در زادروز فراغی همواره جمعیت زیادی از مردم منطقه و مقامات دولت ترکمنستان به این آرامگاه می‌آیند.

اهمیت

بیشتر اشعار او در جنگ‌های آن دوران نابود شده، اشعار باقی‌مانده او در دهه ۱۸۷۰ توسط آرمینیوس وامبریسیاح و شرق‌شناس مجار جمع آوری شده و در کتابخانه بریتانیا نگهداری می‌شود. سه دهه پیش از وامبری هم مختومقلی توسط دو محقق لهستانی به نام‌های بوریهو و آلکساندر شودزکو به دنیا معرفی شده‌بود.

محمدعلی جمالزاده مختومقلی را فردوسی ترکمانان نامیده است.

بياض استرآبادي: شهرت: شاعر                  

نظام الدين استرآبادي: تولد: قرن 9         شهرت: شاعر                    وفات: 921 ه.ق

نظام استرآبادي از بزرگان شعر فارسي حوزة ادبي هرات در قرن نهم و دهم هجري است ،سام ميرزا صفوي او را چنين معرفي ميکند:«مولانا نظام ،استرآبادي است و از اهل صلاح و سداد،سليقه اش چون به معما چسبان [و چيستان ] بود اول به تحصيل آن فن نمود

شکوائيه هايي که از پيري و خميدگي قامت سروده است (قصايد شماره ٤٨و٩٣)،تاريخ ولادتش بايستي در اواسط قرن هشتم يا قبل از آن باشد.

 «معماگويي در قرن نهم بسيار متداول و آزموني براي اظهار مهارت و تيزي ذهن و سرعت انتقال بوده است ،هر چند از آغاز اين عهد به پايان آن نزديک ميشويم ،رواج آن بيشتر ميشود،در واقع فني بود که همه از آن اطلاع داشتند.دولتشاه سمرقندي در تذکره اش به عجز خود در درک معميات اعتراف دارد...» (تاريخ ادبيات در ايران،صفا:ج ٤ص ١١٦)نظام نيز نخست تحت الشعاع اوضاع روزگار به معماگويي گرايش يافت و به نظام معمايي مشهور شد،رساله اي نيز در فن معما نوشت ١ولي با ظهور اميرحسين معمايي ،نظام و ديگران سپر افکندند٢ و زان پس نظام به قصيده سرايي متمايل شد و در اشعار خود بزرگان دربار تيموري هرات را مدح گفت و چون ارادت ويژه اي به اميرعليشيمرتخل ص به نوايي

ميرداماد: تولد، 969 ه.ق       شهرت: فيلسوف و عارف توانا وفات: 1040 ه.ق

میرداماد در زمینه علوم شرعی صاحب آثار بسیار باارزش است. وی در مباحث مختلف فقه و اصول فقه صاحبنظر بود وآراء مستقلی داشت. آثار فراوان او در زمینه فقه، تعلیقات او بر کتب چهارگانه روایی، تعلیقاتش بر کتب رجال، و تفاسیرمختلف او بر قرآن بخوبی نشان دهنده این بعد از شخصیت علمی اوست.

سید محمدباقر فرزند محمد داماد استرآبادی مشهور به «میرداماد» از علمای بزرگ و حکمای برجسته عهد صفوی است. نسب میرداماد به امام حسین(ع) می‌رسد. وی لقب «داماد»

درباره ازدواج سید محمد داماد با دختر محقق کرکی (ره) حکایت جالبی نقل شده است:

در کتاب نجوم السماء از فاضل داغستانی، علیقلی خان شش انگشتی متخلص به واله نقل شده است که شیخ اجل علی بن عبدالعالی، محقق کرکی - که خداوند رحمتش کند - در خواب دید که امیرالمؤمنین (ع) به او فرمود دخترش را به همسری میر شمس الدین محمد - پدرمیرداماد - درآورد. و فرمود که از وی فرزندی به دنیا خواهد آمد که وارث علوم انبیاء و اوصیاء می‌شود. شیخ (ره)

استاد دیگر میرداماد که در رشد علمی وی تأثیر گذاشت فقیه بلندمرتبه شیخ عزالدین حسین فرزند عبدالصمد عاملی، پدر شیخ بهایی از علمای بزرگ منطقه جبل عامل لبنان بود. وی شاگرد برجسته زین‌الدین علی بن احمدعاملی معروف به شهید ثانی بود و پس از کشته‌شدن شهید ثانی به دست طرفداران عثمان، جبل عامل را که ناامن شده بود ترک کرد و چون در ایران مذهب تشیع رسمیت یافته و محل امن و مناسبی برای شیعه محسوب می‌شد به ایران مهاجرت کرد. در این سفر پسرش محمد، شیخ بهایی که هنوز این لقب را نداشت و بیش ازسیزده سال از عمر وی نمی گذشت همراه او بود.

شیخ عزالدین حسین بن عبدالصمد پس از چندی شیخ الاسلام قزوین پایتخت شاه طهماسب

به همین جهت اگر نبوغ و استعداد سرشار میرداماد را در نظر داشته باشیم استفاده میر از حضور آن بزرگوار در اواخر اقامت ایشان در هرات و در حداثت سن میرداماد بوده است. ازتألیفات وی است: عقدالطهماسبی، وصول الاخیار الی الاخبار و....

دیگر استاد میرداماد دایی گرامی‌اش، فقیه جلیل، مرحوم عبادالعالی عاملی فرزند مرحوم محقق کرکی است. مرحوم شیخ حر عاملی در امل‌الامل درباره وی می گوید:«او فردی فاضل،

میرداماد خود نیز خویش را معلم می خوانده و در برخی ازنوشته هایش آن گاه که می‌خواهد از فارابی مطلبی را نقل کند می گوید: «ابونصر فارابی، شریک ما در تعلیم گفته است...» و آن گاه که می خواهد از بهمنیار شاگرد ابوعلی سینا گفته ای را نقل کند می گوید:«شاگرد ما بهمنیار گفته است.»

گویند روزی ملاصدرا برحسب معمول برای شرکت در درس میرداماد در محل تدریس حاضر شد ولی میر در آنجا حاضر نبود. در این حین تاجری برای کاری در محل درس حاضر شد و چون میرداماد را نیافت با ملاصدرا به گفت‌وگو نشست. مرد تاجر از وی سؤال کرد که آیا میر افضل است یا فلان عالم. ملاصدرا در جواب گفت که میر افضل است. در این اثنا میرداماد از راه رسید و در پشت

آثار :

میرداماد درعلوم عقلی)ریاضی،هیئت،فلسفه وکلام(وعلوم نقلی(فقه،اصول وحدیث)از دانشمندان نام آور به شمار می رفت؛ برخی از آثار ارزشمند و متنوع او، بدین قرار است:

ـ قبسات؛ مهم ترین کتاب اوست که به شرح یکی ازمهم‌ترین مباحث فلسفی یعنیحدوث و قدم عالم پرداخته است.

ـ الایقاضات؛ در مسئله جبر و اختیار.

ـ صراط المستقیم؛درفلسفه.

ـ الافق المبین؛ درفلسفه و عرفان.

ـ الحبل المتین؛ درفلسفه.

وفات :

در سال ۱۰۴۰ ق. شاه صفی جهت زیارت عتبات عالیات عازم عراق شد؛ وی از میرداماد خواست که در این سفر، همراه او باشد. میرداماد که عاشق اهل بیت بود و نمی‌توانست به راحتی از کنار این پیشنهاد بگذرد، قبول کرد. در بین راه، دانشور کهنسال شیعه، سخت مریض شد و مسیر کربلا به نجف دارفانی را وداع گفت. پیکر پاکش را به نجف اشرف منتقل و در جوار

مشاهده محصول

(با کلیک روی دکمه به سایت فروشنده منتقل می شوید)

📥 مشاهده و دریافت فایل

🏷️ برچسب‌های مرتبط:

شاعران